-------------------------------------

هنوز نگاهم در چارجوب این در، جا مانده و رفتنت را باور نمی کند. گوشه گوشه این خانه، برایت بی قرار است. همه پس کوچه های این شهر را پی بویت گشته ام. از همه چراغهای بیدار این شبانه های تاریک خیابان ها، سراغت را گرفته ام و به همه صندلی های پارک های بی حضور، نشانی ات را داده ام که خبرم کنند هرگاه تن خسته ات را، بر آنها روا کردی. نگاه آدمکهای این شهر، سرزنشم می کنند به این جستجوی بی پایان. نمی دانم برگشتنت را در این خانه خواهم بود یا نه،

اما "... یادت باشد، در را باز گذاشته ام ..."

 

 نظرات (5)    زیر گذر  ( سه شنبه 15 دی 1388  21:42:30 - بازديد : 209 )
 
-------------------------------------

زمانی که برای اولین بار رییس جمهور کنونی، محمود احمدی نژاد، در مناظره حاضر شد و مقابل میرحسین موسوی به گفتگو نشست، در زمانی کوتاه پس از آغاز، در دام مباحث از پیش تنظیم شده موسوی گرفتار شد و دست و پا زدن وی برای فرار، بواسطه تیزهوشی و کنترل سیاستمدارانه موسوی، بیشتر او را در دام فرو برد و راه رهایی را بر او بست.

اما در آن سو، هواداران مهدی کروبی، خشنود بودند که به قید قرعه پس از مناظره موسوی با احمدی نژاد، فرصت به کروبی می رسد، زیرا آنها می پنداشتند که موسوی با آن مناظره قدرتمندی که به تصویر کشید، پرده از نقاط ضعف و قدرت حریف برداشت و همچون یک بازی فوتبال، فرصتی برای آنالیزورهای جبهه کروبی فراهم کرد تا با تحلیل نود دقیقه ای بازی گذشته حریف، با آمادگی بیشتر و متکی به برنامه ریزی اصولی تری به نبرد با احمدی نژادی برود که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت و پیش بینی می شد که برای اعاده حیثیت از هیچ تلاشی دریغ نکند.

از سویی دیگر، خرد عمومی معتقد بود که پرده های حرمت در مناظره موسوی و احمدی نژاد به طور محسوسی از جانب دو طرف مناظره، نه تنها خدشه دار، بلکه دریده شده است و کار به جایی رسیده است که شخصیت های بزرگ مملکت و در پی آن کل نظام زیر سوال می روند و این فرصت طلایی دیگری بود که کروبی، برای یک مناظره جنجالی و حمله نخستین خود، نیازی به هزینه کردن نداشته باشد. انتظار مناظره این دو، در بین مردم از شور و هیجان بیشتری برخوردار بود و به نظر می رسید کروبی از همان اول راه را بر احمدی نژاد ببندد و فکر نجات از دامی که موسوی برای احمدی نژاد ترتیب داده بود را به رویایی برای وی تبدیل کند.

کروبی آغازگر نبرد بود، بی درنگ تهاجمی آغاز کرد. اما از همان نخستین حرکت، به اشتباه از مهره های خود استفاده کرد. باز مطرح کردن مباحثی که در مناظره پیشین، احمدی نژاد را غافلگیر کرده بود، ترفندهایی سوخته بودند که این بار احمدی نژاد را به زحمت نینداخت و بر عکس، فرصتی را فراهم کرد تا وی پرده از اسراری بردارد تا روحانیت و صداقت کروبی نزد مردم خدشه دار شود و هواداران جبهه تغییر را دچار شک کند و یا دست کم آنها را به چالشی نو در اندازد.

مطرح کردن تصادفی، گذرا و بی برنامه مسایل مختلف و گاه تکراری از جانب کروبی، آخرین فرصت ها را نیز نصیب حریف کرد و احمدی نژاد، در حرکتی حساب شده -بر خلاف مناظره اول- در دقایق پایانی که از آن خود بود به شدت تاخت و حتی با پیشنهاد اختصاص وقت خود به شیخ اصلاحات، سعی در تحقیر حریفی داشت که به نظر می آمد برای فرصتهای از دست رفته افسوس می خورد.

یک دیدگاه متفاوت به مناظره کروبی و احمدی نژاد

 نظرات (9)    زیر گذر  ( شنبه 16 خرداد 1388  21:24:32 - بازديد : 250 )
 
-------------------------------------

دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران تفاوت‌های عمده‌ای با انتخابات پیشین و به‌ویژه دو دوره‌ای که اصلاح‌طلبان با خاتمی به پیروزی رسیدند دارد و این وجوه تمایز، انتخابات سالم‌تری را نوید می‌دهد و بر لزوم حضور در پای صندوق رأی، تأکید می‌کند.

در هر دوره‌ای از انتخابات ریاست جمهوری، یک چهره شاخص و شاید به نوعی جذاب‌تر ار سایر کاندیداها حضور داشته و این باعث شده است تا درصد قابل توجهی از آرای مردم، پیش از آغاز تبلیغات رسمی به سمت وی سرازیر شده و باقی آراء نیز در نبردهای تبلیغاتی، راه خود را پیدا کنند.

به یاد دارم زمانی که نام خاتمی را برای اولین بار در سمت کاندیداتوری شنیدم، تنها چیزی که از او سراغ داشتم، سابقه سالم در کسوت وزیر فرهنگ و ارشاد بود، اما ـ در کنار تفکر نویی که نویدش را می‌داد ـ آن‌چنان شخصیت دوست‌داشتنی و جذابی داشت که خیلی سریع، پیش از این‌که بقیه کاندیداها به خودشان بیایند، همه مردم را از آن خود کرده بود و در دوره بعد هم با تمام ایرادها و انتقادهایی که حتی از پیروانش به گوش می‌رسید، حادثه تاریخی دیگری رقم زد و ملت خشنود از این حادثه.

و حالا در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، با چهره‌هایی روبه‌رو هستیم که به‌زعم این قلم، هیچ‌کدام از آن‌ها از پتانسیل محبوبیت و جذابیت در بین مردم برخوردار نیستند و با اندکی تفاوت نسبت به یکدیگر، در رده‌های مختلف قرار گرفته‌اند. بنابراین انتظار حادثه روشن دیگری در تاریخ این مرز و بوم، شاید کمی دور از ذهن باشد. اما این خنثی بودن کاندیداها، می‌تواند تأثیری مثبت در روند انتخابات داشته باشد و آن این‌که، دیگر کسی از پیش مجذوب هیچ کاندیدایی نمی‌شود و برای انتخاب رئیس جمهور مورد نظرش، باید به تحقیق و مقایسه منطقی برنامه آن‌ها روی آورد. در چنین شرایطی، عدم حضور یک چهره محبوب می‌تواند انتخابی درست‌تر، منطقی‌تر و سالم‌تر را تا حدودی تضمین کند.

نکته دیگری که باعث می‌شود انتخاب درست‌تری صورت گیرد، این است که در این دوره با چهره پنهان سیاسی‌ای روبه‌رو نیستیم که ناگهان سر از کاندیداتوری درآورد و چه‌بسا غافلگیرانه، رئیس جمهور این کشور شود. هریک از این چهار کاندیدا که این روزها نبردی عظیم را به انتظار نشسته‌اند، دارای سمت‌های پررنگ سیاسی در نظام بوده‌اند و دسترسی به میزان کارآمدی آن‌ها با توجه به حافظه قوی سیاسی مردم ایران، کار دشواری نیست. امید که این شناخت، پایه‌گذار اتنخاب درست دیگری برای تعیین قدرت اجرایی این کشور شود.

 نظرات (5)    زیر گذر  ( سه شنبه 12 خرداد 1388  08:01:29 - بازديد : 223 )
 
-------------------------------------

دوم خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت، ورزشگاه آزادی تهران

 نظرات (7)    زیر گذر  ( شنبه 2 خرداد 1388  19:49:43 - بازديد : 218 )
 
-------------------------------------

سید! حالا باید سرنوشت رو از کجاش نوشت؟!

 نظرات (3)    زیر گذر  ( جمعه 29 اسفند 1387  06:12:04 - بازديد : 165 )
 
-------------------------------------

و

 نظرات (14)    زیر گذر  ( چهار شنبه 22 بهمن 1387  17:07:49 - بازديد : 241 )
 
صفحه : 1

این روز ها / با هر که دوست می شوم احساس می کنم / آن قدر دوست بوده ایم که دیگر / وقت خیانت است...

نصرت رحمانی




توی این روزایی که کمتر آبستن خاطره ای میشن، شدم بسان رهگذری* که مجال موندنش نیست.

*«رادوار» در گویش گیلکی به «رهگذر» گفته می شه.

 



 محمد خیرخواه
 چشمها
 تهرانر
 از پشت یک سوم
 آریشکا
 اما
 یادداشتهای یک مرجان
 قصه من
 سکوت
 روز+نامه
 چراغ
 بوگ
 درد مشترک
 طعم گس خورشید
 با تو می گویم ...
 داستانهای شوکا
 دختر نارنج و ترنج
 جبران ناپذیر
 الخ ...
 وب نوشت
 عالم خیالی من
 بی سببی
 سارا شریعتی
 یادداشت های یک لاهیجی
 ورگ
 حرف دل
 خبر از نگاه دوربین
 Narya
 برای زن فردا ... کردیا
 Wings of Desire
 قلم خوردگی
 میزنم فریاد
 قصه های من و کتابام
 شب نویس
 مهرواژ
 در گلستانه
 پاپتی
 سبزه خانوم
 نسخه هفدهم
 مونالیزا
 دلتنگی های خیابان شانزدهم
 ماهی سیاه کوچولو
 دوباره
 من بلاگر نیستم
 سه روز پیش
 لاهیگ
 من و تنهایی
 بگو زنده باد زندگی
 ماسو
 طلوعی تا فردا
 عکاسی و هنر جدید
 آگراندیسمان
 پیرامون
 باغچه
 نا خانا
 پنجره
 مکث
 کافه ریسترتو
 یادداشتهای طاها
 چینه
 ساعت ها
 تاتوره یعنی تو
 ماه هفت شب
 حرفه: خبرنگار
 ناتور
 حیاط خانه ما
 مامهر
 صبحگاه
 سوسن جون
 cogito
 سالادج
 کافه کلمه
 خورشیدک
 آریانوشت
 همابلاگ


لينكي موجود نمي باشد.

نظرخواهي تعريف نشده است.



تعداد افراد آنلاين: 4 نفر

 

RSS - XML - 

Powered by : homablog ver2.2