می خندم
"خرابی چون که از حد بگذرد آباد گردد"
این جمله ای بود که یک روز پس از فاجعه ای که برای دوستی، چند سال پیش رخ داد بر قابی روی دیوار اتاقش خوش نشست.
و من نیز از فرط آبادی این روزهای خودم و کشورم، مکرر می خندم.
روز گذر چاپ ( يک شنبه 5 مهر 1388 22:19:26 - بازديد : 234 )
1- touching piece :-|
Nazanin
(نوشته شده در : دو شنبه 13 مهر 1388 - 03:53:02)
2- حسود هرگز نیاسود.....
سبزه خانوم
(نوشته شده در : سه شنبه 14 مهر 1388 - 04:17:59)
3- هاهاهاهاها! خوب منم دارم مي خندم چيه مگه؟
طاها
(نوشته شده در : چهار شنبه 15 مهر 1388 - 06:19:57)
4- سلام. از وبلاگ طاها اومدم اینجا خدمت شما عرض کنم که چشم، شما روهم توی لیست گرفتاران کافه می گذاریم! :)
نگین حسینی
(نوشته شده در : چهار شنبه 15 مهر 1388 - 22:51:43)
5- خرابی خیلی وقته از حد گذشته پس چرا آباد نمی گردد ؟؟؟!!!
رها
(نوشته شده در : پنج شنبه 30 مهر 1388 - 05:43:20)
|